آینده پژوهی

آینده پژوهی پیشبرگرفته از کتاب "آینده پژوهی پیشرفته"نوشته ادوارد کورنیش و ترجمه سیاوش ملکی فر

آینده پژوهی به معنای نگاه به جلو،مهارتی قابل یادگیری است و تقریبا بیش از هر مهارت دیگری می تواند برای ما مفید باشد.آینده پژوهی ما را قادر می سازد خطرها و فرصت هایی را که در آینده با آن مواجه خواهیم شد،پیش بینی کنیم و به ما فرصت می دهد پیش از آنکه به دردسر بیافتیم ،تصمیم بگیریم و چاره ای بیاندیشیم.آینده پژوهی به ما کمک می کند هدف های ارزشمند،دست یافتنی و بلند مدتی را برای خود برگزینیم و راهبردهای منطقی تحقق آنها را در ذهن خود بپرورانیم.


امروز آینده پژوهی چیزی بیش از یک"مهارت شنودی" است که افراد بر اساس علاقه،تجربه و استعدادشان با درجات مختلفی از موفقیت آن را به کار می گیرند.در چند دهه اخیر ،آینده پژوهی به دانش بالغی تبدیل شده که گاهی آینده اندیشی یا مطالعات آینده نیز نامیده می شود.امروز به برکت تلاش های پیشگامان خلاق این عرصه ،آینده پژوهی همگانی شده،و شرکتها ،سازمانهای دولتی ،اندیشگاهها و آینده پژوهان حرفه ای در سراسر دنیا این دانش را به منظور پیش بینی تهدیدها و فرصتهای پایان ناپذیر آینده به کار می بندند.ما نیز می توانیم ایندانش را به اندازه نیازمان بیاموزیم تا کسب و کار و زندگیمان تعالی یابد.

ناگفته نماند درک و فهم دنیای آینده به معنی پیش گویی دقیق جزئیات آن نیست.توان ما در پیش بینی اغلب رویدادهای آینده بسیار محدود است .با این حال هر قدر که بتوانیم پیش بینی کنیم،برای موفقیت ما در آینده حیاتی است.اگر از روندهای جاری دنیا و آثار احتمالی آن بر زندگی و انتخاب های خود بی خبر باشیم ،نمی توانیم هوشمندانه تصمیم بگیریم.

بنابراین هدف غایی آینده پژوهی، پیش بینی آینده نیست بلکه تعالی دنیای آینده است.

ما فرصتهای زیادی برای شکل بخشیدن به دنیای فردا و تعالی آینده خود در پیش رو داریم و اگر همواره نگاهمان را به آینده بدوزیم ،می توانیم جلوی بسیاری از مشکلات بالقوه را بگیریم.متاسفانه بسیاری از مردم بر این باورند که اندیشیدن به آینده بیهوده است،چون کاری از دست ما برنمی آید.اما آنها کاملا اشتباه می کنند! امروزه با توجه به شتاب بالای تغییرات اجتماعی و فناوری ،اندیشیدن به آینده بیش از پیش اهمیت یافته است.در گذشته اغلب مردم در همان جامعه ای زندگی می کردند که در آن بزرگ شده بودند و راه والدین خود را پیش می گرفتند.پسر یک کشاورز تقریبا مطمئن بود که او نیز یک کشاورز خواهد شد و دختر او نیز می دانست که باید با یک کشاورز زندگی کند.

اما امروز هر یک از ما در دنیایی از گزینه ها قوطه ور هستیم.ما تقریبا می توانیم هر جای دنیا که بخواهیم زندگی کنیم.سراغ شغل های برویم که وقتی به دبستان میرفتیم حتی وجود نداشتند و البته چند سال بعد همین شغل ها هم به تاریخ خواهند پیوست.اینترنت به تنهایی دسترسی به بازار جهانی را فراهم می سازد که در آن میلیونها نفر محصولا خود را عرضه می کنند؛سازمانها در پیشنهاد شغلهای جدید از یکدیگر پیشی می گیرند؛نهادهای دولتی خدمات خود را به رخ هم می کشند ؛دانشگاهها اعضای هیئت علمی خود را معرفی می نمایند و افراد بیشماری می توانند با یکدیگر مرتبط شوند.اکنون مردم و سازمانها می توانند آینده ای برای خود بسازند که حتی از آنچه صد سال پیش تنها در خیال می گنجید،غنی تر و شورانگیزتر باشد. 

/ 0 نظر / 17 بازدید