بخشی از وصیت نامه آلبرت انیشتین

  • ·        چشم هایم را به انسانی بدهید که هرگز طلوع آفتاب و چهره یک نوزاد را ندیده است.
  • ·        خونم را به نوجوانی بدهید که او را از تصادف ماشین بیرون کشیده اند و کمکش کنید تا زنده بماند تا نوه هایش را ببیند.
  • ·        کلیه هایم را به کسی بدهید که زندگیش به ماشینی بستگی دارد که هر هفته خون او را تصفیه می کند.
  • ·        هر گوشه از مغز مرا بکاوید، سلول هایم را اگر لازم شد، بردارید و بگذارید به رشد خود ادامه دهند تا به کمک آنها پسرک لالی بتواند با صدای دورگه فریاد بزند و دخترک ناشنوایی زمزمه باران را روی شیشه اتاقش بشنود.
  • ·        آنچه را که از من باقی می ماند بسوزانید و خاکسترم را به دست باد بسپارید، تا گلها بشکفند.
  • ·        اگر قرار است چیزی از وجود مرا دفن کنید بگذارید خطاهایم، ضعف هایم و تعصباتم نسبت به همنوعانم دفن شوند.
  • ·        گناهانم را به شیطان و روحم را به خدا بسپارید و اگر گاهی دوست داشتید یادم کنید.
  • ·        عمل خیری انجام دهید، یا به کسی که نیازمند شماست، کلام محبت آمیزی بگویید.

اگر آنچه را که گفتم برایم انجام دهید، همیشه زنده خواهم ماند ...

/ 1 نظر / 7 بازدید

92